كردن ديگران است از هدايت يافتن خود دست كشيده و راه ضلالت مىرود ، پس در وحلهء اول او فقط خودش را گمراه مىكند ، ولى اضلال او در ديگران مؤثر واقع شود يا نه مطلب ديگرى است ، البته ممكن است مؤثر واقع شود لذا آيه به مسلمانان هشدار مىدهد ، اين مطلب مخصوص به زمان نزول قرآن نيست بلكه كفار هميشه در اين صدد هستند ، ناگفته نماند « لو » در آيه به معنى « اى كاش » است كه در عرب « تمنى » گويند .
70 -
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ
مراد از اين خطاب و خطاب بعدى ظاهرا علماء اهل كتاب است كه شواهد نبوت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را مىدانستند ولى انكار مىكردند ممكن است مراد از « آيات اللَّه » آيات قرآن باشد كه از روى بشارت تورات و انجيل مىدانستند ، كه پيامبر و آيات قرآن حق است ولى انكار مىكردند كه منافعشان بخطر نيافتد . مراد از « تشهدون » شهادت قلبى و دانستن است .
71 -
يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
يكى از كارهاى آنها اين بود كه حق را به باطل خلط كرده و همه را در لباس دين بخورد مردم مىدادند چنان كه فرموده :
يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
بقره / 79 ايضا آل عمران / 78 ، و احكامى از خود جعل ميكردند ، مثلا در تورات آمده : « پيامبرى را بر ايشان از ميان برادران ايشان ( فرزندان اسماعيل ) مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم بايشان خواهد گفت و هر كه سخنان مرا كه او باسم من گويد نشنود من از او مطالبه خواهم كرد » « 1 » اين گونه كلمات را كه گواه روشن بر رسالت پيامبر اسلام است به معانى ديگر حمل مىكردند يا مثلا
هامش
( 1 ) سفر تثنيه : فصل 18 آيهء 18 .