شواهدى را كه در انجيل يوحنّا دربارهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ذكر شده به « جبرئيل » تأويل مىكردند « 1 » اينها خود مصداق خلط حق به باطل و كتمان حق هستند ، على هذا
تَكْتُمُونَ الْحَقَّ
نتيجهء « تلبسون » است و يا مراد از
وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ
شواهد و چيزهايى است كه رأسا كتمان مىكردند ، اشكال كار در آن بود كه اين كارها را دانسته و از روى عمد انجام مىدادند :
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
.
نكتهها
قانون خدايى
از آيهء
تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ . .
روشن گرديد : جامعهء توحيد آنست كه در آن فقط بخداى واحد پرستش شود و خدايان دروغين بدور انداخته شوند و نيز قانون خدايى جايگزين قوانين ديگر گردد يعنى :
پرستش به خدا و اطاعت از احكام خدا ، در جوامعى كه احكام طاغوت عملى مىشود و بدعتها جايگزين سنتها مىشوند ، جامعه توحيدى نيستند ، ولى اين امر مانع از آن نيست كه مملكت توحيد مجلس شورى و قانونگذارى داشته باشد ، زيرا در آن هر قانونى كه به مقتضاى زمان وضع مىشود بايد مطابق كليات قانون اسلام و قرآن باشد و در حقيقت در مجلس شورى مصاديقى بر احكام خدايى پيدا مىشود ، لذا در قانون اساسى ايران روشن شده لايحهاى كه پنج نفر مجتهد مطابقت آن را با اسلام تصديق نكنند نبايد در مجلس مطرح گردد .
فقهاء اسلام
اگر گويند : فقهاء اسلام راجع به حلال يا حرام ، جواز يا عدم جواز در موضوعاتى كه در زمان گذشته نبود احكامى صادر مىكنند ، در اين صورت اينها با علماء اهل كتاب چه فرقى دارند كه قرآن دربارهء آنها فرموده :
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
؟
هامش
( 1 ) رجوع شود به انجيل يوحنا باب چهاردهم بند 17 - 26 - 30 باب پانزدهم بند 26 ، باب شانزدهم آيهء 7 و 13 .