تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
و سومى و چهارمى خطاب بدانشمندان آنهاست . ناگفته نماند : روى سخن در آيات گذشته راجع بنصارى بود ولى در اين آيات يهود و نصارى هر دو منظور مىباشند . 64 -
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
سواء بمعنى مساوى و برابر است « 1 » آمدن بسوى كلمه ، بمعنى اتّفاق در سخن و عمل است . يعنى : اى اهل كتاب بيائيد بهدفى و مقصدى كه فائدهء آن به همه برابر و يكسان است و تبعيضى در آن نيست و نميتوانيد بگوئيد : اين پيشنهاد فقط بسود يك طرف و يا عدّه‌اى است . و آن اينكه در مقام پرستش و بندگى ، فقط خدا را پرستش كنيم و شريكى بر او قائل نشويم و در مقام فرمانبرى و اطاعت فقط از دستورهاى خدا اطاعت كنيم و جز خدا اربابى و قانونگذارى نداشته باشيم . آرى : پيامبران ميخواهند جامعه‌اى تشكيل دهند كه در آن توحيد حكومت كند ، همه به خدا رو آورند و همه ، كارهاى فردى و اجتماعى خود را با اغراض خدايى و دستورهاى خدا تطبيق دهند اين جامعه مطابق فطرت انسان است ، در اين جامعه تبعيضى نيست ، همه در برابر خدا و قانونهاى او يكسانند و اين جامعه
سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ
است . توضيح اينكه : اهل كتاب از دو جهت آلوده بودند ، اوّل از جهت توحيد و توحيد عبادت كه غير خدا را ، خدا و پسر خدا و معبود ميدانستند چنان كه فرموده :
إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلهٌ واحِدٌ
نساء / 171 . و نيز فرموده :
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ . . .
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ
مائده / 73 و 72 و نيز فرموده :
هامش
( 1 ) سواء در اصل مصدر است بمعنى برابرى و در آيه ، وصف است بمعنى برابر و مساوى .