تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
در جواب گوئيم : فقهاء اسلام احكام عملى را با تطبيق به آيات قرآن و طريقهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله صادر مىكنند ولى علماء اهل كتاب دين را ملعبه قرار داده بودند و بهواى خود حلال را حرام و حرام را حلال مىكردند ، كليسا و كنشت قانونگذار بودند و تمام مقدورات را در دست داشتند ، اين سؤال و جواب در روايت مفصلى از حضرت عسكرى از امام صادق عليهما السّلام نقل و در آن روشن شده : اگر بدون تحقق از هر عالم پيروى كنيم مانند عوام يهود ( و نصارى ) خواهيم بود و آن گاه صفاتى را كه در فقيه لازم است با اين عبارت بيان فرموده « فاما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا على هواه مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه » « 1 » تا فقيهى داراى اين صفات نباشد نمىشود از او احكام آموخت زيرا بيم آن ميرود كه از خودش جعل كند ، حساب كنيد كارهاى باصطلاح علماء را كه براى خلفاء بنى اميه و بنى عباس و طاغوتهاى فعلى آيهء « . . . و اولوا الامر منكم » مىخوانند . تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ! .
هامش
( 1 ) وسائل ج 18 ص 94 طبع جديد .