تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
العالم . در اين صورت مراد از « الاسماء » همان استعدادها و قابليتهاى موجود در انسان است چنان كه مراد از « الاسماء » در آيهء
وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها
اعراف / 180 حروف الفاظ رحيم ، عليم ، عزيز و جليل تنها نيست بلكه مراد اصلى حقائق آنهاست و الفاظ همچون آئينه ، نشانگر حقائق هستند .
ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ
ضمير « هم » و « هؤلاء » هر دو به آدم راجع است نه به اسماء ، يعنى : سپس آدمان را به ملائكه نشان داد و گفت از كارها و آنچه اينان مىتوانند ، به من خبر دهيد . رجوع ضمير جمع به آدم بدان علت است كه مصداق تعليم اسماء فقط او نبود بلكه فرزندانش نيز در نظر بود و تعليم او عبارت اخراى تعليم همه انسان‌ها بود چنان كه در سورهء اعراف ، جريان سجود ، بعد از خلقت عموم آمده است
وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ
اعراف / 11 .
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
ظاهرا متعلق صادقين خلافت است يعنى اگر راستگو هستيد در اينكه شما مىتوانيد خليفه بشويد « 1 » . 32 -
قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا . . .
اين آيه راجع به عجز ملائكه از خلافت است و آنها چون ديدند ساختمان وجودشان براى كارهاى آدمى آفريده نشده است گفتند : تو را تنزيه مىكنيم ما را آن دانش ، نداده‌اى فقط تويى تواناى حكمت كردار . 33 -
قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ
اگر هر چهار ضمير راجع به ملائكه باشد معنى اينطور مىشود : خدا گفت اى آدم نامهاى ملائكه را به ملائكه خبر ده و چون خبر داد . . .
هامش
( 1 ) احتمال دارد ميان گفتگوى خدا با ملائكه و وجود آمدن آدم و تعليم اسماء هزاران سال فاصله باشد .