تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

شرحها

در آيات گذشته سخن از خلقت انسان و خلقت وسائل زندگى از براى انسان بود و روشن گرديد كه كفر و نفاق مسير صحيح زندگى نيست بلكه راه صحيح ، همان ايمان و مصداق
« اعْبُدُوا رَبَّكُمُ »
بودن است . در تعقيب آن مطالب ، در اين آيات بيان شده كه غرض خدا از اول آن بود كه انسان را در زمين جانشين خود قرار دهد و به وسيله او اسرار خلقت
( غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
را ظاهر كند و انسان در مسير حركت الى اللَّه گام بردارد و گرنه از زندگى بهره‌اى نخواهد برد . 30 -
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
. گفتگو ميان خدا و ملائكه معلوم نيست چگونه بوده است ولى معلوم است خدا قضيه را به آنها فهمانده است مراد از خليفه يك نفر نيست و عموم انسانهاست و گرنه يفسد فيها و يسفك الدماء معنى ندارد كه اين كار ، انسانها لازم دارد و فساد و سفك هم كار خليفه است ، پر روشن است كه مراد از خليفه جانشينى خداست نه جانشينى انسان از انسانى ، مثل :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ . . .
ص / 26 جملهء
قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها . . .
استدلال ملائكه است باستحقاق خلافت خويش ، يعنى : خليفهء خاكى فساد به راه انداخته و خونها خواهد ريخت ، ولى ما پيوسته در اطاعت تو هستيم ، پس اين وظيفه را بما محول فرماى « نسبح و نقدس » حاكى از فرمانبرى مطلق و دائمى است .
قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
مفيد آنست كه اين خلافت از شما ساخته نيست