تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
گرچه پيوسته بفرمان من هستيد . و ضمنا تصديق است به اينكه خليفه از فساد و خونريزى كنار نخواهد ماند . اگر گويند : ملائكه از كجا دانستند كه خليفهء ارض فساد و خونريزى خواهد كرد ! گوئيم : ظاهرا از كلمهء
جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ
فهميده‌اند كه خليفهء مادى و ارضى از فساد و خونريزى بر كنار نخواهد ماند ولى در تفسير عياشى از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه نقل شده : ملائكه
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
را آن گاه دانستند كه چنان كسانى را قبلا ديده بودند . اين روايت اشاره به نسلهاى ما قبل انسان است كه در زمين بوده‌اند ، ولى با آنچه ما گفتيم قابل جمع است . و اللَّه اعلم . 31 -
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
. اين آيه بيان
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
است ، مراد از تعليم اسماء ، ايجاد استعدادها در وجود انسان است نه آموختن ظاهرى و آن استعدادها در ملائكه ايجاد نشده است ، اگر غرض آن بود كه خدا به آدم بفرمايد : اين قلم و اين عينك و اين مداد است ، آن وقت استدلال تمام نبود و ملائكه حق داشتند كه بگويند : اين نام‌ها را به ما هم اگر تعليم مىكردى خبر مىداديم وانگهى با دانستن نام كار درست نمىشود ، خليفهء خدا بايد استعداد اكتشاف مثلا برق را از اول داشته باشد ، بلكه مطلب اين است كه خدا مثلا استعداد اختراع هواپيما و هدايت آن را در وجود انسان گذاشت آن گاه به ملائكه فرمود : آيا شما هم اين استعداد را داريد ؟ گفتند : خدايا ما را طورى نيافريده‌اى كه چنان توانيم كرد و در عين حال قانع شدند كه جانشين زمين بايد موجودى غير از آنها باشد . پس اين تعليم نظير
خَلَقَ الْإِنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
رحمن / 4 مىباشد و اللَّه