تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
ابى : اباء به معنى امتناع شديد و خوددارى است . رغدا : فراوانى « رغد عيشه رغدا : طاب و اتسع » . شجرة : شجر مطلق درخت ، شجره واحد آن است ( يك درخت ) . ازلهما : زلل : لغزيدن ، ازلال . لغزانيدن ، خواه لغزيدن ظاهرى باشد مثل لغزيدن از كوه ، يا معنوى باشد مثل خطا رفتن . مراد از آن در آيه معناى دوم است . ابليس : ابلاس به معنى يأس و نوميدى است ، ظاهرا شيطان را از آن ابليس گفته‌اند كه از رحمت خدا مأيوس است ، به قول بعضى آن غير عربى است . اهبطوا : هبوط به معنى پائين آمدن است نظير نزول و وقوع ، گاهى به معنى دخول و حلول آيد « هبطنا بلدا كذا » يعنى به فلان بلد وارد شديم و از آن است
اهْبِطُوا مِصْراً . . .
بقره / 61 يعنى به شهرى وارد شويد . مستقر : اسم مكان است . قرارگاه و محل استقرار . اصل آن قرار و قر به معنى ثبوت مىباشد . متاع : هر آنچه از آن بهره برده شود . هر آنچه از آن لذت برده شود ، به عبارت ديگر مطلق مال دنيا كه از آن بهره‌بردارى شود ، گويند : اصل آن متوع يعنى امتداد و ارتفاع است متاع هم مصدر به كار رفته و هم اسم . تلقى : اخذ و تفهم « تلقى » اخذ كرد . تواب : توب به معنى رجوع و برگشتن است . همچنين است توبه و متاب . تائب رجوع كننده و تواب بسيار رجوع كننده است . اصحاب : جمع صاحب به معنى رفيق است .