تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
انتخابى خدا سجده كردند كه از طرفى لياقت و استعداد او را ديدند و از طرفى بندهء مطيع بودند ، خدا دربارهء آنها عليهم السّلام فرموده :
بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ
انبياء / 29 .
إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ
مراد از ابليس در قرآن مجيد موجودى است زنده با شعور ، ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ كه به آدم سجده نكرد و خلافت او را قبول ننمود ، و از درگاه خدا رانده شد ، اين كلمه ظاهرا وصف است و اسم اصلى او نيست و به تناسب مأيوس بودنش از رحمت خدا ، ابليس خوانده شده است ، ظهور استثناء مىرساند كه ابليس از ملائكه بوده ولى صريح آيهء
كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ
كهف / 50 دلالت دارد كه از طائفهء « جن » مىباشد ، نگارنده : اين مطلب را به ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ در قاموس قرآن در ذيل لغات [ بلس - شطن - ملك ] آورده‌ام خواننده عزيز را به آنجا حواله مىدهم . بهر حال : از همه ملائكه فقط ابليس به آدم خاضع نشد و لياقت او را به خلافت قبول نكرد و گفت : « من از او بهترم كه مرا از آتش به خصوص و او را از گل آفريده‌اى » . فعل « استكبر » دلالت دارد كه او در اين ادعا ذيحق نبود ، بلكه منيت كرد و بى جا خودش را بزرگ و برتر پنداشت .
وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
اگر « كان » دلالت بر زمان داشته باشد معنايش آنست كه از اول كافر بود و تصميم داشت به آدم سجده نكند ولى ظاهرا آن به معنى « صار » است چنان كه گفته‌اند يعنى : از كافران شد . « اى صار من الكافرين » . 35 -
وَ قُلْنا يا آدَمُ
. . .
مِنَ الظَّالِمِينَ
. از ظهور آيه فهميده مىشود كه آدم و همسرش موقع اين خطاب در آن باغ بوده‌اند ولى وقت سجود ملائكه از همسرش خبرى نيست . و نيز معلوم مىشود