تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
در اين صورت اين سؤال پيش مىآيد كه مراد از نامهاى ملائكه چيست ؟ لا بد مراد كارهايى است كه ملائكه مىتوانند ، آن وقت مراد از خبر دادن نيز بايد توانستن باشد ، حال آنكه كارهاى ملائكه از انسان ساخته نيست ، و اگر مراد همان تسبيح ، حمد و تقديس باشد كه ملائكه خود از آنها نام بردند ، در اين صورت توانستنىهاى ملائكه فقط آنها نيست كه آدم آنها را بگويد و قضيه بدين طريق تمام شود كه : آدم هم كارهاى خود را مىتواند و هم كارهاى ملائكه را ولى ملائكه فقط كارهاى خود را مىتواند ، وانگهى در گذشته گفته شد كه : ظاهرا مراد از
« وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ . . . »
حاضر به فرمان بودن آنهاست نه تأمين شدن خلافت با آن تسبيح و حمد و نه اينكه كار ملائكه فقط آنها است . به احتمال قوى : ضمير اول و سوم راجع به ملائكه و ضمير دوم و چهارم راجع به آدمها است كه از قرينهء مقام فهميده مىشود ، يعنى : اى آدم كارهاى آدميان را به ملائكه خبر ده [ خبرى كه حكايت از توانستن دارد ] آن خبر نمونه‌اى از كار انسانها بود كه در آينده بنا بود انجام بدهند . او هم خبر داد .
قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
شايد مراد از
غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
چيزهايى است كه بشر تا به حال دست يافته و خواهد يافت ، برق ، معادن ، گردش كربن در طبيعت ، عناصر ، عجائب درياها ، صنايع موتورى نيروى بخار ، علم فيزيك ، علم شيمى ، كشف خواص اشياء و هزاران چيزهاى ديگر از مصاديق « غيب الارض » هستند كه به هنگام خلقت خليفه ، همه پنهان و هيچ يك كشف نشده بودند . از طرف ديگر : عناصر تشكيل دهندهء هوا ، ابعاد خورشيد و ماه و ستارگان نيروى جاذبه ، عناصر تشكيل دهندهء اجرام آسمانى ، اشعه كيهانى ، اسرار كهكشانها رفتن به كرهء ماه و هزاران اسرار ديگر كه بشر نائل شده و خواهد شد ، همه
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 94 | على اكبر قرشى بنابى