از طاعت خدا خارج شدهايد و آن گناه است ، آن گاه در مقام موعظه و تهديد فرمود :
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
.
283 -
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ
.
راغب در مفردات گويد : رهن و رهان هر دو به معنى وثيقه ( مرهون ) « 1 » و در اصل مصدر مىباشند يعنى اگر به وقت معامله در سفر بوديد و كاتب نيافتيد گروگانى در اختيار طلبكار بگذاريد كافى است ، در مجمع البيان فرمود :
به اجماع فقهاء در رهن ، قبض شرط است و گرنه منعقد نمىشود ولى در تفسير آلاء الرحمن آن را منع كرده لازم است به « فقه » رجوع شود ناگفته نماند رهن به جاى سند و شاهد در وطن و حضر نيز كفايت مىكند .
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ
.
يعنى اگر : طلبكار به بدهكار اطمينان داشت و بدون گروگان و شاهد و سند ، جنس را در اختيار او گذاشت ، لازم است بدهكار از خدا بترسد و طلبى را كه در آن مورد اطمينان بوده ، بموقع بدهد « 2 » .
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
.
اگر الف و لام « الشهادة » براى استغراق باشد ، اين جمله يك حكم كلى است و شهادت مورد آيه يكى از مصاديق آنست ، يعنى : هيچ شهادتى را كتمان نكنيد و هر كه آن را كتمان كند و در وقتش ادا نكند ، قلبى گناهكار دارد ، ناگفته نماند : اداى شهادت با زبان و كتمان آن با قلب است بدانجهت « آثم قلبه » آمده ، آيه شاهد است كه نسبت گناه به قلب هم داده مىشود مثل :
إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ
بقره / 284 ، در آخر آيه فرموده :
كه خدا به همه كارهاى شما داناست
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
.
هامش
( 1 ) - « رهان » در آيه به نظرم مبتداء خبر محذوف است و تقدير آن : « فرهان مقبوضة تكفيكم » مىباشد لفظ « مقبوضة » نشان مىدهد كه « رهان » جمع رهن است چنان كه گفتهاند .
( 2 ) - « امانته » مصدر به معنى مفعول است ( ما اؤتمن فيه ) .