شاهد گرفتن در معامله واجب نيست ولى بهتر است ، دو نفر مرد و يا يك مرد و دو زن از براى آنست كه در صورت انكار طرف ، با بينه بتوان دين را اثبات كرد . لفظ « ممن ترضون » نشان مىدهد كه هر شاهد به درد نمىخورد بلكه بايد مورد اعتماد و رضايت طرفين و مورد قبول از نظر شرع باشند .
أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى
.
« تضل » در اينجا به معنى نسيان است به قرينهء « فتذكر » يكى از قارئان بنام حمزه « ان » را بكسر الف خوانده و شرطيه گرفته است ولى ديگران بفتح الف خواندهاند « 1 » يعنى دو نفر بودن زن براى آنست كه مبادا يكى فراموش كند آن وقت ديگرى به او يادآورى نمايد و چون با هم گفتگو كردند قضيه را به ياد مىآورند ، از اين معلوم مىشود كه نسيان زنان در اين گونه كارها بيش از مردان است « 2 » .
وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا
لفظ « ما » بعد از « اذا » براى تأكيد است و معنايى ندارد اين جمله راجع به تحمل شهادت است يعنى وقتى كه گواهان را دعوت كردند كه بيايند و گواه باشند و بگويند قضيه از چه قرار است آنها از آمدن امتناع نكنند چنان كه :
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ
در ذيل آيه راجع باداى شهادت است .
در كافى از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : چون گواهان را پيش از نوشتن سند بخوانند از اجابت امتناع نكنند عياشى از هشام بن سالم نقل كرده به امام صادق عليه السّلام گفتم
« وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ »
فرمود آن بعد از تحمل شهادت است « 3 » .
هامش
( 1 ) - « ان تضل » در تقرير « حذرا من ان تضل » است .
( 2 ) - تكرار لفظ « احديهما » براى آنست كه اولى راجع به يكى لا على التعيين است ولى دومى همان است كه شهادت را بخاطر داشته است ( از الميزان ) .
( 3 ) -
كافى كتاب شهادات . « عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام قال لا يأب الشهداء ان تجيب