تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
آرى هر كه تجارت و ربا را در يك رديف قرار دهد ديوانه و مختل الحواس است لذا در جواب اين منطق غلط فرمود :
وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا
حال آنكه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام كرده است اگر هر دو يكى مىبود خداى احكم الحاكمين هر دو را حلال مىكرد ، بهر حال آدم مختل الحواس نظم جامعه را مختل مىكند و رباخوار نظم اقتصاد را
فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ
موعظه ، يعنى اندرز و راهنمايى ، اعم از آنكه متضمن بيان حكم باشد يا يادآورى آن . ناگفته نماند : اين آيه يك حكم كلى را بيان مىكند كه توبه از ربا بعضى از مصاديق آنست . يعنى : هر گناهكارى كه حكم موعظه خدا را شنيد و از گناه دست كشيد و توبه كرد ، گذشته‌ها براى او بخشوده مىشود ولى كار او در اينكه آيا بعد از توبه ، قضا و كفاره و از مردم حليت خواستن دارد يا ندارد ، مربوط به خدا است ، ممكن است خدا بفرمايد : توبهء تو گناه را از بين برد ديگر چيزى لازم نيست مثل كسى كه شراب خورده يا دروغ گفته ، و يا بفرمايد : بايد مال مردم را به آنها برگردانى مثل كسى كه دزدى كرده است و هكذا « 1 » . جملهء « فله ما سلف » با ملاحظهء « و امره الى اللَّه » نشان مىدهد كه توبه از ربا و هر گناه ديگر ، موجب بخشوده شدن گناه است ولى بايد ديد آيا بعد از توبه وظيفه ديگرى هست يا نه ؟ مثلا يك نفر مسلمان اگر از رباخوارى توبه كند راجع به اموالى كه از ربا جمع كرده يك حكمى دارد و اگر كافرى مسلمان شود و از رباخوارى دست بردارد حكمى ديگر ، بايد سراغ فقها رفت كه با در نظر گرفتن آيات و روايات چه حكمى مىدهند .
هامش
( 1 ) - استفاده از الميزان .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 524 | على اكبر قرشى بنابى