است .
مراد از « تخبط » ظاهرا فاسد كردن و ايجاد اختلال در شعور است نه ديوانه كردن در نهج البلاغه خطبه 222 آنجا كه امام عليه السّلام رشوه دهنده را ملامت كرده مىفرمايد :
« أ مختبط او ذو جنّة ام تهجر »
يعنى آيا اختلال حواسى دارى يا ديوانه هستى و يا پريشان ! مىگويى ؟ مىبينيم مخبط از مجنون سوا است .
مراد از « مس » ظاهرا چسبيدن و ملازم شدن است .
به نظر نگارنده مراد از « يقومون » قيام در مشى و طرز زندگى است ، يعنى طرز زندگى و مقام رباخواران در زندگى همچون آدم مختل الحواس يا ديوانه است زيرا كه ربا را مانند مطلق تجارت مىدانند « 1 »
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا
« ذلك » اشاره به تشبيه است ، يعنى اين شباهت كه به آدم مختل الحواس دارد براى آنست كه مىگويند : اين تجارت متداول نيز مانند ربا است پس چرا از آن انتقاد نمىكنند و فقط ربا را مورد حمله قرار دادهاند ؟
ناگفته نماند : خريد و فروش ، كارگشايى و حل مشكل جامعه است اما ربا مكيدن خون ضعيف و ايجاد مشكل در كار جامعه مىباشد ، در خريد و فروش هر دو طرف ، مورد سود و زيان توليد و مصرف و در تلاش هستند ولى در ربا تلاش و تحميل و زيان همه بر ربا دهنده است رباخوار مفتخور واقعى و همهء سود در طرف او است ربا سبب ايجاد طبقات و عميق شدن شكاف و فاصلههاى زندگى و چرخيدن اجتماع بنفع اقليت محدودى است بر خلاف خريد و فروش كه ثروت ملى را همچون خون در رگهاى جامعه به حركت در مىآورد و . . .
هامش
( 1 ) - مىدانيم كه اختلال حواس يا جنون يك بيمارى روانى است ، نسبت آن به شيطان شايد از آن جهت باشد كه اين بيماريها اغلب از حساسيت و وسوسهء شيطانى ناشى مىشوند در آيهء :أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍص / 41 نيز به نظرم وسوسه مراد است و اللَّه العالم .