ربوا : ربو در اصل به معنى زيادت و افزونى و بالا آمدن است « ربا المال ربوا : زاد و نما » ربا را از آن ربا گفتهاند كه در آن زيادت هست .
الشيطان : دور شده از خير ( بقره / 14 ) .
مس : دست زدن اصل آن چسبيدن و به شدت جمع شدن است . ( ملازم شدن ) .
بيع : فروختن به معنى تجارت نيز آمده اعم از خريدن و فروختن .
انتهى : انتهاء به معنى ترك كردن و دست كشيدن از چيزى است .
سلف : سلف ( بر وزن فرس ) به معنى گذشته و گذشتن است .
يمحق : محق نقصان تدريجى « انمحق » يعنى بتدريج تلف شد .
يربى : ربو : زيادت و افزايش ، ارباء : افزودن « يربى » يعنى افزون مىكند .
كفار : بسيار كافر در كفر دينى و كفر نعمت به كار مىرود .
اثيم : آنكه پيوسته گناه مىكند ، صيغه مبالغه است .
ذروا : ترك كنيد اصل آن وذر به معنى ترك كردن ( رجوع به قاموس قرآن ) .
فأذنوا : اذن در اينجا به معنى علم است در قاموس گويد : « اذن به :
علم » .
عسرة : تنگدستى عسر در اصل به معنى دشوارى است .
نظرة : ( به فتح اول و سوم و كسر دوم ) انتظار كشيدن ( مهلت دادن ) .
ميسرة : آسانى توانگرى يسر در اصل به معنى آسانى است .
توفى : وفاء - ايفاء به معنى تمام كردن توفيه : تمام دادن حق .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 521
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٥٢١