پيش از آن كه رسول گرداند و رسولش كرد پيش از آن كه خليل گرداند و خيلش كرد پيش از آنكه امام گرداند ، پس چون همهء اينها براى او جمع گرديد - اماما در اينجا مشتش را گره كرد - خدا به او گفت : يا ابراهيم
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
چون بزرگى امامت و رهبرى در نظرش بود كه گفت :
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
مراد از امامت به نظر من مقتدا و رهبر بودن ابراهيم در زندگى و بقاء شريعت او پس از مردن است . پس او حتى پس از مردن ، امام و مقتدا و رهبر مىباشد .
در آيات :
وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ . . .
زخرف / 26 - 28 « جعلها » راجع به توحيد و بيزارى از شرك است يعنى او توحيد را در فرزندانش كلمه و قانون پايدار باقى گذاشت پس او در توحيد امام و مقتدا است . النهايه در اين آيه « للناس » و در آن آيه « فى عقبه » . آمده است .
در دعاى آن حضرت آمده كه به خدا عرض مىكند :
وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
شعراء / 84 كه ظاهرا مراد بقاء شريعت است نه نام نيك .
آيات :
وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى
بقره / 125
وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ
بقره / 130
قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
آل عمران / 95
ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
نحل / 123 و غير آنها نشان مىدهند كه دين اسلام دين ابراهيم است پس او بر ما امام و مقتدا است و ما پيرو او هستيم و اسلام دين او بوسيلهء نوادهاش حضرت محمّد بن عبد اللَّه عليه السّلام توضيح گشته است .
انبياء اولو العزم و صاحب شريعت همه امام و مقتدا و به ترتيب امام بعد