تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
عاكفين : عكوف و عكف به معنى ملازمت با توجه است ، عكف به معنى منع و حبس نيز آيد عاكف كسى است كه در محلى مقيم و ملازم باشد ، عاكفين جمع آنست ، معتكف كسى است كه به قصد عبادت ملازم مسجد و عبادت باشد . ركع : ركوع كنندگان . مفرد آن راكع است . سجد : سجده كنندگان . مفرد آن ساجد است . بلد : سرزمين . ديار . آن در اصل به معنى شهر نيست . مصير : صير به معنى انتقال و تحول است مثل تحول دانه به علف و نطفه به انسان . مصير مصدر ميمى ( بازگشت ) و اسم مكان ( محل انتقال و بازگشت ) است . القواعد : پايه‌ها . مفرد آن قاعده است . مناسك : نسك ( بر وزن شتر و قفل ) به معنى عبادت ، ناسك به معنى عابد است ، منسك : ( بروز معبد ) عبادت ، جمع آن مناسك است ، اسم زمان و مكان نيز آيد . تواب : بسيار رجوع كننده بقره / 37 . حكمت : درك و تشخيص اصل ، آن منع از فساد ، منع براى اصلاح است مراد از آن در آيه ظاهرا موعظه‌ها و اعتقاديات و مراد از كتاب ، احكام است . يزكيهم : زكات پاكى ، تزكيه : پاك كردن . عزيز : عزت : توانايى ، مقابل ذلت ، عزيز : توانا ( قاموس قرآن ) . امة : گروهى كه در عقيده و يا در بعضى از چيزها مقصد مشترك دارند ( گروه شكل يافته ) .