ذبح بقره است و اگر اين دو آيه را قضيه به خصوصى بگيريم مفهوم بسيار مبهمى خواهد داشت ولى اگر ضمير « اضربوه » به مقتول برگردد كه از « قتلتم نفسا » معلوم مىشود و ضمير « بعضها » راجع به « بقره » باشد ، با ملاحظهء فاء نتيجه در « فاضربوا » مطلب بسيار روشن خواهد شد . جملهء
ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
حكايت دارد كه قاتل را مىدانسته و عمدا كتمان مىكردهاند .
كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
ظهور اين كلمات در آنست كه خداوند خواسته با اين امر به معاد نيز استدلال شود و مردم بدانند زنده شدن اموات در قيامت نيز امكانپذير است .
74 -
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ
.
از اين معلوم مىشود كه اين معجزه نيز اثر دائمى در قلوب آنها نداشت و پس از چندى فراموش كرده باز به حالت اول برگشتهاند ، ما بعد آن استدلال است به سختتر بودن قلوب آنها ، يعنى : سنگها اين تأثير و انفعال را دارند كه اگر آب از كوهى مثلا سرازير شود مىتواند در ميان سنگها جا باز كرده و روان شود و بعضى از آنها شكافته شده و چشمهها از آن مىجوشد ، ولى كلام حق اصلا در دل شما اثر نمىگذارد عجب است كه دلها در اثر اعمال بد ما به اين حد از قساوت مىرسد .
وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
بايد بدانيم كه آب باران و برف وارد شيارهاى سنگها مىشود ، و در همانجا يخ مىبندد و چون حجم آب موقع يخ بستن بزرگ مىشود اين كار سبب گشاد و بزرگ شدن شيارها مىگردد تا در اثر تكرار عمل و گشادتر شدن شيارها ، سنگها به تدريج خرد شده و مىريزند ، ممكن است مراد از هبوط سنگها ، همين ريزشها و مراد از « خشية اللَّه » پيروى از اين عامل طبيعى و خواست خدا باشد .