رنگش چگونه باشد ؟ موسى در جواب فرموده : آن زرد پررنگ است در جملهء
فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ
لفظ « لونها » فاعل « فاقع » است و فاعل « تسر » بقره است يعنى ديدن و تماشاى بقره بيننده را مسرور مىكند .
70 -
قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا
.
اين سؤال راجع به توضيح بيشتر دربارهء گاو است اعم از وصف و رنگ ، چنان كه از خود سؤال و جوابش روشن مىشود ، الف و لام « البقر » براى عهد است يعنى با اين همه توضيح هنوز آن گاو بر ما مبهم و نامعلوم است . لفظ بىادبانه بار سوم تكرار شده است .
71 -
قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيها
.
اين آيه جواب تفصيلى است راجع به وصف و رنگ گاو . « تثير الارض » وصف است براى « ذلول » يعنى : رام نشده كه زمين را شخم زند . « لا » در « لا تسقى الحرث » تأكيد و عاطفه است ، لفظ « مسلمه » و جملهء « لا شية فيها » هر دو وصف بقره مىباشند .
قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ
حاكى است كه كاملا روشن شده بودند .
فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ
مىرساند كه مايل نبودند آن كار را بكنند ظاهرا به اين علّت بود كه گاو را مقدس مىدانستند و چنين ذبحى بر خلاف نظر آنها بود ، رجوع شود به « نكتهها » .
72 -
وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
.
73 -
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى . . .
.
« اذ » براى زمان گذشته است يعنى : شما در گذشته كسى را كشتيد و در بارهء آن كشمكش كرديد ، از اين استفاده نمىشود كه هر وقت كسى را كشتيد چنين كنيد بلكه فقط اشاره به يك واقعه گذشته است .
جملهء
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها
نشان مىدهد كه اين دو آيه تتمهء جريان