تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
با مصريان افت و خيز داشتند بىتأثير نبود ، سامرى كه از غيبت موسى عليه السّلام استفاده كرده گوساله را ساخت بدون زحمت مورد پرستش واقع شد ، زيرا كه زمينه آن در قلوب آنها فراهم شده بود ، اگر بجاى گوساله مثلا پلنگ مىساخت معلوم نبود به زودى مورد قبول واقع شود ، قرآن مىفرمايد :
وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ
بقره / 93 يعنى محبت گوساله را در اثر كفرشان اشراب شدند . به نظر مىآيد موسى عليه السّلام در پى فرصتى بود كه ذبح گاو را به ميان بكشد تا با اين عمل ، تقديس آن از بين برود . اينكه در تورات سفر تثيه باب بيست و يكم نقل شده هر وقت قاتل پيدا نشد گوساله‌اى سر بشكنيد و چنين و چنان كنيد ظاهرا از اين جهت بود كه تقديس گاو به طور كلى از بين برود . بنا بر اين : چون جريان قتل پيش آمد و قاتل معلوم نشد موسى با كسب دستور از خدا فرمود : خدا امر مىكند گاوى را ذبح كنيد و بدن مقتول را به آن بزنيد تا زنده شده قاتل خويش را معرفى كند و اينكه موسى عليه السّلام را سؤال پيچ مىكردند به احتمال قوى از اين جهت بود كه نمىخواستند به ذبح گاو تن در دهند و يا نمىتوانستند باور كنند كه ممكن است مقتولى با زده شدن به گاو ، زنده شده قاتل خويش را معرفى كند و پيش خود مىگفتند : لا بد آن گاوى است نه مثل گاوهاى معمولى . و اين كه موسى گفت :
فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ
براى آن بود كه هر گاوى كه مىكشتند مطلوب حاصل مىشد و اينكه در آخر آمده
وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ
ظاهرا از آن جهت بود كه گاوكشى بر خلاف نظرشان بود نه اين كه در پرداخت قيمت آن به مضيقه افتند گرچه آن نيز يك احتمال است . مراغى مصرى در تفسير خود گويد : علّت اين كه به ذبح بقره مأمور شدند نه حيوان ديگر ، آن بود كه تعظيم و محبت گوساله از بين برود . طنطاوى در
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 164 | على اكبر قرشى بنابى