مشركان مكه قبلا قرآن را انكار كرده بودند يعنى : اى يهود مدينه شما با كافر بودن به قرآن ، نخستين كفار از اهل كتاب خواهيد بود و براى ديگران در اين مورد راه را باز خواهيد كرد .
وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ
؟ ؟ ؟ ؟ ؟ يهود از عدم تصديق قرآن اين بهره را داشتند كه مقام و آقايى ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ باشد و پولى كه از مردم مىگرفتند به خطر نيافتد و اين بهاى اندكى بود كه قرآن و بشارت تورات را بدان فروختند و اگر رسالت قرآن را تصديق مىكردند باز پول و نوعى مقام براى آنها محفوظ بود . تقديم « اياى » مفيد حصر است يعنى فقط از من و از عذاب من به پرهيزيد نه از رفتن مال و مقام .
42 -
وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ . . .
علماء يهود راجع به بشارت تورات دربارهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تأويلات ناروايى كرده و فكر عوام را منحرف مىنمودند تا از ايمان به آن حضرت جلوگيرى كنند در نتيجه دانسته و از روى علم ، حقيقت را كتمان مىكردند ، مراد از « الحق » بشارت و از « الباطل » دروغها و تأويلات نابجا است
وَ تَكْتُمُوا
عطف است به جاى « تلبسوا » يعنى : حق را به باطل مىآميزيد و حق را با آنكه مىدانيد كتمان ننمائيد .
43 -
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ
.
اين آيه دعوت به عمل است بعد از دعوت به ايمان ، الف و لام در « الصلاة ، الزكاة » براى عهد است يعنى نماز و زكاتى كه اسلام آورده است
وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ
به نظرم مراد از ركوع تواضع و خاضع شدن است يعنى به اسلام خاضع شويد و در زمرهء مسلمانان و خاضعان درآئيد . و گرنه
أَقِيمُوا الصَّلاةَ
ركوع را نيز شامل است وانگهى ظاهرا مراد آن نيست كه : به نماز جماعت بيائيد .