فَجَعَلْناهُمْ
اين فرعون و قومش را با آن قوه و قدرت چه شدند بترسند ديگران .
سَلَفاً
آنها را جلو انداختيم تا ديگران مشاهده كنند .
وَ مَثَلًا لِلْآخِرِينَ
كه سنت الهى اينست و تغيير پذير نيست
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
- فاطر آيهء 42 و 43 - .
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيه 57 ]
وَ لَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ( 57 )
و چون زده شد از براى پسر مريم مثلى قوم شما از اين مثال انزجار پيدا كردند .
كلمات مفسرين در اين آيه مختلف است و تمام بدون مدرك ، ولى اخبار معتبرهء بسيار داريم . از كلينى و شيخ طوسى در كافى و تهذيب از ابن بابويه و از طريق مخالفين ابن مغازلى در مناقب كه خلاصه مفاد آنها اين است كه پيغمبر اكرم ( ص ) فرمود : مثل على در امت من مثل عيسى بن مريم است در امت او و از اين مثال قوم حضرت منزجر شدند و كلماتى گفتند كه در آيهء بعد مىآيد و مثل پيغمبر اين بود كه امت عيسى در حق عيسى سه فرقه شدند : يك فرقه يهود كه اعدى عدو عيسى شدند و بغض او را داشتند و نسبتهاى ناروا به او دادند ، يك فرقه نصارى كه در حق او غلو كردند و پسر خدا و خود خدا او را دانستند و يك فرقه مقتصد كه او را پيغمبر و فرستادهء خدا و اولو العزم رسول و عبد الهى گفتند كه آن دو فرقه در حد تفريط و افراط افتادند و كافر شدند و معذب به عذاب جهنم و فرقه ثالثه نجات و سعادتمند شدند ، همين نحو در حق على ( ع ) يك فرقه اعدى عدو على حتى نسبت كفر به على دادند مثل خلفاء و بنى اميه و نواصب و خوارج و امثال اينها و بغض على را داشتند كه حتى روز عاشورا به ابى عبد اللَّه گفتند : « انما نقاتلك بغضا منا لابيك و ما فعل باشيا خنافى بدر و حنين » و يك فرقه غلو كردند در حق على و او را خداوند خالق سماوات و ارضين دانستند و اين دو فرقه در عذاب مشترك هستند و فرقهء ثالثه او را امام و خليفهء بلافصل پيغمبر و او را افضل از همهء انبياء بعد از حضرت رسالت مىدانند و يازده نفر اولاد طيبين او را امام و وصى