حركت زمين است دور كرهء شمس در يك سال و چون مطابق دائرهء منطقه البروج سير مىكند و دائرهء معدّل با دائرهء منطقه در دو نقطه تماس ميگيرند اوّل فروردين و اوّل مهر شب و روز مساوى ميشوند و در نقطهء منتهاى بعد بر يكديگر زائد ميشوند كه 24 درجه است اول تير و اول دى روز در منتهى درجهء بلندى مىشود در اول تير و منتهى درجهء كوتاهى در اوّل دى و شب به عكس مىشود .
[ سوره يس ( 36 ) : آيه 38 ]
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ( 38 )
و خورشيد جريان و حركت دارد تا محلّى كه از براى او قرار داده شده كه آنجا استقرار پيدا مىكند اين است تقدير خداوند عزيز مقتدر عليم بجميع حكم و مصالح .
وَ الشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَها
نظر به اينكه عقيدهء حكماء قبل اين بود كه اين آسمانهاى هفتگانه مثل فلزيست بهم چسبيده كه سطح محدّب هر يك مماس با سطح مقعّر ديگريست و اين سيّارات سبع مثل ميخ در هر يك كوبيده شده : قمر ، عطارد زهره ، شمس ، مرّيخ ، مشترى ، زحل ، و فلك سابعه سطح محدّب او مماس با فلك ثوابت كه بقيّه كواكب در او كوبيده شده و نام او را كرسى گذاشتند و سطح محدّب كرسى مماس با فلك غير مكوكب كه فلك اطلسش نام نهادند كه عرش باشد و عرش اين كواكب و افلاك را دور كرهء زمين در شبانه روز ميچرخاند لذا مفسّرين در تفسير اين جمله تفاسيرى كردند و چون اين عقيده فسادش امروز ظاهر شده و اين كواكب در اين فضا وسيع هر كدام سير مخصوصى دارند بخصوص منظومههاى شمسى ولى تمام اينها يك سير مستقيمى دارند به طرف كرهء وگا كه نسر الطائرش گويند و بعد او از كرهء زمين به حدّيست كه لا يعلمه الّا اللَّه و چون به آنجا رسيدند تمام اين كرات مجتمع ميشوند و از حركت مىافتند و قيامت بر پا مىشود و در آيات و اخبار اشاراتى به اين جمله دارد مثل آيهء شريفهء
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ وَ خَسَفَ الْقَمَرُ وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
قيامت آيهء 7 و 8 و 9 و در خبر دارد ابن بابويه حديثى مسندا از ابى ذر غفارى نقل مىكند و حديث مفصّل است و محلّ شاهد آن از پيغمبر روايت مىكند از اوصاف شمس فرمود ميگويد
( قلت يا رسول اللَّه اين تغيب الشّمس قال فى السّماء ثمّ ترفع من سماء الى سماء