فارِهِينَ
( شعراء آيه 149 ) .
( خاوِيَةً )
خوى بمعنى خالى بودن است يعنى بى صاحب و بمعنى سقوط است كه ميفرمايد در قضيه عزير
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
( بقره آيه 261 ) يعنى طاق عمارات آنها سقوط كرده بود
وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
( كهف آيه 42 و حج آيه 44 ) (
بِما ظَلَمُوا )
باء سببيت يعنى سبب و منشأ هلاكت آنها و خرابى عمارات آنها ظلم آن ها بود كه هم ظلم بدين كه در كفر و شرك خود ثابت بودند و ايمان نياوردند و هم ظلم به حضرت صالح و مؤمنين به آن كه چه اندازه اذيت كردند و ارادهء قتل آنها را داشتند و هم ظلم بنفس در فسق و فجور و طغيان و سركشى .
(
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً )
آيه بمعنى دليل و برهان است براى اثبات مطلبى در باب معجزات دليل است بر صدق انبياء و اين بلاها دليل است بر اعمال سيئه كه آثار وخيمه دارد لكن :
(
لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ )
از براى علم دو اطلاق است يكى علم مقابل شك و ظن و وهم كه در باب اصول دين و ايمان علم لازم است شك و ظن و وهم كافى نيست حتى عنوان دارند كه اگر احيانا شبهه در يكى از امور دينيه كه مدخليت در ايمان دارد در قلب داخل شد يا بالقاء شيطان و وسوسه يا بالقاء بغض اهل ضلال واجب است فورى خود را باهل علم رساند و رفع شبهه بشود كه اگر بشبهه باقى ماند ايمان زايل مىشود و يكى مقابل جهل و حمق و در اينجا به اين معنى است زيرا جهال اين پيشامدها را مستند باتفاق ميگويند و مستند به خدا و عقوبت اعمال سيئه نميدانند لكن علماء كه ميگويند هيچ امر در عالم اتفاق نميافتد الا بمشيت و اراده حقتعالى و اين نحوه امور آثار وخيمه كفر و ظلم و سوء اعمال است آنها متنبه ميشوند و خود را آلوده نميكنند و ميدانند كه سنت الهى تغيير پذير نيست
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
( فاطر آيه 43 ) .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 53 ]
وَ أَنْجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ ( 53 )
و نجات داديم ما كسانى را كه ايمان آوردند و بودند كه از معاصى و اعمال سيئه پرهيزكار .