تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
(
لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ )
يعنى شبانه در موقعى كه خواب هستند برويم آنها را بقتل رسانيم مثل ليلة المبيت كه كفار قريش اطراف خانه پيغمبر را گرفتند كه او را بقتل برسانند و حضرت هجرت فرمود و على در جاى پيغمبر ( ص ) خوابيد و شرحش اينكه شورى كردند در امر حضرت رسول بعضى گفتند حبس بعضى گفتند اخراج بلد بعضى گفتند يك نفر او را بقتل رساند و ديه او را مجتمعا ميدهيم شيطان به صورت پير مرد نجدى آمد و تمام آنها را رد كرد و راى داد از هر قبيله يك نفر مجتمع شوند چهل نفر و شبانه او را بقتل رسانند . (
ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ )
اگر ولى و صاحب دم مطالبه تقاص كردند مىگوييم ما خبر نداريم قاتل كيست . (
ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ )
ما نبوديم و نديديم محل هلاكت آنها را و قاتل را نميشناسيم و به زبان امروزه خون او را پامال ميكنيم و مىگوييم (
وَ إِنَّا لَصادِقُونَ )
.

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 50 ]

وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 50 ) و مكر كردند آنها مكر بزرگى و ما هم مكر كرديم مكر مهمى و حال آنكه آنها شاعر نشدند و نفهميدند . (
وَ مَكَرُوا مَكْراً )
مكر از انسان حيله و تزوير و خدعه و پلتيك و تقلب است به اينكه ضررى وارد كند به نحوى كه آن طرف متوجه نشود و مكر شيطان وسوسه و نقشه و نفخه و پلتيك و حبائل و خيل و رجل اوست و مكر الهى بلاء و عذاب است به نحوى كه طرف مستشعر نباشد به زبان فارسى غافل‌گير شود و ضمير « و مكروا » همان نه نفر تسعة رهط است با همدستان خود بعضى گفتند مكر آنها اين بود كه آمدند چهل نفر حضرت صالح و اهلش را هلاك كنند خداوند ملائكه فرستاد به آنها سنگ زدند تا هلاك شدند بعضى گفتند حضرت صالح مأمور شد كه از ميانه آنها بيرون رود به نحوى كه آنها متوجه نشوند سپس خداوند آنها را مستأصل نمود به عذاب و هلاك شدند چنانچه پيغمبر هم مأمور بهجرت شد در همان ليلة المبيت بعضى گفتند اينها رفتند در دامنه كوه به انتظار بقيه كه يك مرتبه بريزند صالح را بقتل رسانند كه يك مرتبه كوه بر سر آنها افتاد و هلاك شدند بارى بحيله و خدعه اراده قتل صالح را داشتند و خداوند نجات داد صالح را و من
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 154 | السيد عبد الحسين الطيب