وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ
( عنكبوت آيه 28 ) و در خبر است كه در مجالس علنا ضرطه ميدادند .
( مِنْ دُونِ النِّساءِ )
زن اختيار نميكنند و نزد زنها نميروند و دارد زنها هم چون ديدند كه مردان اقبال به آنها ندارند آنها هم بين خود يك معصيت ديگرى اختراع كردند و آن مساحقه بود كه حرام است و تعزير دارد و نظير قوم لوط امروز بسيار هستند ازدواج نميكنند از ترس مخارج و گرفتارى و آنها هم كه زن اختيار كردند خوددارى ميكنند كه نطفه منعقد نشود از ترس مخارج اولاد و از اينكه زنها از زيبايى نيفتند و اگر احيانا هم نطفه منعقد شد سقط ميكنند با اينكه حرام است و تعزير دارد ديه هم دارد باختلاف مراتب از نطفه و علقه و مضغه و صورتبندى تا جان پيدا كردن كه ديه كامل دارد و بسيار تعجب است از آقايان دكترها و دكترات كه اجرت ميگيرند بر اين فعل حرام و ديه هم گردن آنها را ميگيرد خدا لعنت كند آنكه محسن فاطمه را سقط كرد كه گفتند در يكى از سه مورد بوده يكى آن موقع كه فاطمه را بين در و ديوار فشار داد كه صداى شكستن استخوان پهلو را شنيد يا آن موقع كه على را طناب به گردن بردند و فاطمه مانعه شد يا آن موقع كه نامه رد فدك را گرفت و پاره كرد و بلگد بچه را سقط كرد و ممكن است هر سه موقع مدخليت داشته .
(
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ )
جهل مقابل عقل نه جهل مقابل علم و مراد از عقل هم نه عقل مقابل جنون باشد كه رافع تكليف است بلكه بمعنى كه امير المؤمنين فرمود
« العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان »
پرسيدند پس اينكه در معاويه بود چه بود فرمود نكرى و شيطنت .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 56 ]
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ ( 56 )
پس نبود جواب قوم لوط مگر اينكه گفتند بيرون كنيد ال لوط را از شهرستانهاى خود بدرستى كه اينها اشخاصى هستند كه از كردار و اعمال ما دورى ميكنند و خوددارى ميكنند .
تنبيه : سى سال حضرت لوط دعوت كرده فقط يك بيت لوط بود كه ايمان آوردند و بقيه كه هفت شهرستان بود در تصرف آنها ايمان نياوردند چنانچه ملائكه به حضرت ابراهيم گفتند
فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
( و الذاريات آيه 36 ) حضرت نوح نهصد و پنجاه سال دعوت كرد
« ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ »
خطاب بعلماء اعلام چندان دلگير نباشيد از اين فسقه