تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
عليكم اليوم انتم الطلقاء » . (
قِيلَ أَ هكَذا عَرْشُكِ )
قائل مسلما حضرت سليمان نبوده و الا بلفظ مجهول اداء نمىشد يكى از اجزاء مملكتى بوده از بزرگان و نگفت أ هذا عرشك زيرا حضرت سليمان دستور داد كه
« نَكِّرُوا لَها عَرْشَها »
آيا عرش شما هم مثل اين عرش است بلقيس ديد تمام خصوصيات او از حيث طول و عرض و طلا و نقره و جواهرات مطابق او است اگر بگويد شبيه آنست اين امر عادة » محال است مملكت سليمان با مملكت بلقيس مخالف ، رفت و آمد نداشتند دو معمار اگر بخواهند يك عمارتى شبيه عمارت ديگر ساختمان كنند چه اندازه نقشه بردارى ميكنند و بالاخره تام - الشباهة نميشود و اين تام الشباهة است و اگر بگويد همان است اينهم عادة محال است مگر باعجاز لذا گفت گويا همان عرش من باشد ولى مفسرين گفتند چون بعض خصوصياتش تغيير كرده بود از تبديل رنگ يا زياده و نقيصه جواهراتش گفت كانه هو لكن اين حرف غلط است . زيرا اولا هيچگونه تغييرى داده نشده بود و بر فرض اگر شده بود ميگفت شبيه او است نه گويا خود او باشد . (
وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ )
بعضى گفتند اين كلام سليمان است و مراد علم نبوت و تسليم اوامر الهى است بعضى گفتند كلام حاضرين بوده كه ما قبلا معتقد بنبوت سليمان و تسليم اوامر او بوديم و اين هر دو باطل است بلكه كلام خود بلقيس است بقرينه عطف بواو كه گفت :
« كَأَنَّهُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ »
و ظاهرا مرادش اين بود كه ما قبلا معرفت بمقام سليمان و سلطنت او پيدا كرديم همان موقعى كه نامه او را هدهد آورد بملإ خود گفتم نبايد مخالفت و ستيزگى كرد و در دوستى را باز كرديم كه تحف و هدايا تقديم نموديم باميد اينكه با هم رفت و آمد داشته باشيم و بمسالمت با يكديگر معاشرت كنيم .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيه 43 ]

وَ صَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ ( 43 ) و جلوگير شد او را آنچه كه بود عبادت ميكرد از غير خدا بدرستى كه او بود از قوم كافرين . اين آيه را دو نحوه تفسير كردند : يكى اينكه فاعل
( وَ صَدَّها ما كانَتْ )
باشد يعنى عبادت