(
فَلَمَّا رَأَتْهُ )
چشمش افتاد .
(
حَسِبَتْهُ لُجَّةً )
گمان كرد كه آب است پوشش خود را بالا كرد .
(
وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها )
تا ساق پاى او ظاهر شد كه از آب رد شود حضرت سليمان از بالاى تخت - فرمود :
(
قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ )
اين صرح از بلور صاف ساخته شده . ممرد صاف است كه هيچ چيز روى او نباشد از گرد و غبار و از همين باب است جوان امرد يعنى هنوز مو بر صورتش روئيده نشده .
مسئله : امروز معمول بسيارى شايد صد نود بلكه زيادتر شده حلق لحاء تراشيدن ريش و اين در شريعت اسلام حرام است و در اخبار عمل بنى مروان و بنى عباس شمرده شده و بنى مروان يك دسته از بنى اميه ، هستند كه بعد از آنكه معاويه پسر يزيد چهل روز خلافت كرد خود را خلع كرد و گفت من لياقت خلافت ندارم مروان حكم مدعى خلافت شد و شش ماه بيشتر نگذشت كه بدرك و اصل شد و پس از او اولاد مروان خلافت كردند كه آخرى آنها مروان حمار بود بدست احمد سفاح كشته شد و در دوره آنها حضرت سجاد و حضرت باقر بودند .
قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
گفت بلقيس پروردگار من بدرستى كه من به خود ظلم كردم و اسلام آوردم با سليمان از براى اللَّه كه پروردگار عالمين است .
(
قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي )
كه اولاد آفتاب پرست بودم و ثانيا به مجرد نامه سليمان تسليم نشدم و ايمان نياوردم و ثالثا با مشاهده اين معجزات باز هدايت نشدم ولى فعلا حق براى من كاملا مكشوف شد .
(
وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ )
بوحدانيت حضرت پروردگار عالميان و رسالت حضرت سليمان . اختلاف شد كه بلقيس پس از اسلامش چه شد ؟ بعضى گفتند حضرت سليمان با او ازدواج فرمود و دستور داد تأسيس نوره كنند براى ذهاب شعرهاى او كه بسيار بود و دارد اول كسى كه اختراع نوره كرد سليمان بود و ملكه تمام دنيا شد كه زوجه سليمان كه تمام دنيا