بوده هر كدام بمقتضاى وقت كه در خبر دارد
( لولا صلح الحسن و حرب الحسين لاندرس الدين ) .
(
وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي
) قول نگهبانى بنى اسرائيل كه مفاد (
هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي
) است سپس موسى متوجه بسامرى شد .
[ سوره طه ( 20 ) : آيات 95 تا 96 ]
قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ ( 95 ) قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي ( 96 )
فرمود : بسامرى پس چه باعث شد و اين امر عظيم را احداث كردى اى سامرى گفت : سامرى بينا شدم به آنچه كه ديگران بينا نشدند به او پس گرفتم يك قبضه خاك از زير قدم فرستادهء خدا پس ريختم در گوسالهء طلا كه ساخته بودم و اين نحو نفس من مرا وادار كرد و فريب داد مرا از اثر رسول اثر سمّ ماديان جبرئيل بود كه مشاهده كرد كه حركت دارد برداشت ( سؤال ) سامرى از قوم موسى بود و از دريا گذشته بود و فرعون اين طرف دريا بود كه جبرئيل آمد مقابل اسب فرعون به شرحى كه گذشت كجا دست رسى پيدا كرد به خاك زير سمّ ماديان جبرئيل ؟
( جواب ) ماديان جبرئيل مقابل اسب فرعون همين نحو ميرفت تا آخر دريا و ماديان از دريا خارج شد و اسب فرعون رسيد بما قبل آخر دريا كه آبها بهم وصل شد و تمام غرق شدند و بنى اسرائيل آمدند كنار دريا تماشا ميكردند اين قسمت كه ماديان جبرئيل بيرون دريا آمده بود چشم سامرى ديد خاك جنبش دارد گفت : بى اثر نيست و اين خاك دائما متحرك بود و چون گوساله را ساخت و اين خاك را در جوف آن ريخت هواى داخل جوف را به حركت درآورد و چون ميخواست اين هوا خارج شود آن صداى خوار از او ظاهر ميشد اين وسيله شد براى سامرى و آن دعوى را نمود ، لذا حضرت موسى عليه السلام .