تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
او و تمام گوساله‌پرستان و سايرين . (
لَنُحَرِّقَنَّهُ
) احراق عجل ساخته شده از طلا بقرينه كلمهء نسفا اينست كه در آتش نرم شود . (
ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفاً
) نسف ريز ريز شدن كه با آلات معدّه او را ريز ريز كردند بدليل قوله تعالى : (
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً
) در همين سوره در چند آيه بعد سپس ريزه‌هاى او را در دريا ريختند كه بنى اسرائيل نتوانند آنها را اخذ كنند و ذخيره نمايند و كسى توهم نكند كه حضرت موسى طمع به آن داشته .

[ سوره طه ( 20 ) : آيه 98 ]

إِنَّما إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً ( 98 ) منحصرا إله شما اللَّه است آن خداوندى كه نيست الهى مگر او فرو گرفته است هر چيزى را علم او . (
إِنَّما
) از ادات حصر است كه غير او هر كه هست و هر چه هست سزاوار پرستش نيست . (
إِلهُكُمُ
) معبود به حق . (
اللَّهُ
) اسم مختص بذات اقدس واجب الوجود است كه اسامى مختصّه اللَّه هو حق است ، اللَّه اسم ذات مقدس مستجمع جميع كمالات و منزّه از جميع عيوب و نواقص ، هو اشاره بمقام غيب الغيوبيست كه ممكن محالست پى بذات او ببرد چون ممكن محدود است و ذات او غير متناهى و نامحدود است ، و حق بمعنى ثبوت و بقاء است ازلا و ابدا نه اول دارد نه آخر . (
الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
) غير او تماما محتاج و مخلوق و حادث و مسبوق بعدم است سزاوار الوهيّت نيستند . (
وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً
) چون علم از صفات ذات و عين ذات و منتزع از ذات