تا حضرت موسى مراجعت كند و تكليف معلوم شود .
[ سوره طه ( 20 ) : آيه 94 ]
قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي ( 94 )
گفت : هارون بموسى اى پسر مادر من نگير بمحاسن من و نه برأس من محققا من ترسيدم اينكه بگويى متفرق كردى و تفرقه انداختى بين بنى اسرائيل و مراقبت نكردى قول مرا .
(
قالَ يَا بْنَ أُمَّ
) تعبير به يا بن ام براى فرو نشاندن غضب موسى بود اشاره به اينكه من و تو از يك پستان شير خوردهايم و در يك دامن پرورش يافتهايم نبايد به يكديگر اين نحوه غضبناك شويم .
(
لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي
) اشاره بآيهء شريفه است (
وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
) اعراف آيهء 149 و سرّ اين قضيّه اينست كه بر بنى اسرائيل معلوم شود كه امر عظيمى مرتكب شدند كه با برادرش اين نحو تندى و غضب مىكند و سرّ جواب هارون كه گفت :
(
إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ
) اينست كه بايد تمام افراد بنى اسرائيل با هم متفق باشند و يكدله و يك جهت دست در دست يك ديگر تا بتوانند با دشمنان دين مبارزه كنند ، چنانچه دارد كه صديقهء طاهره ( ع ) به امير المؤمنين عليه السلام عرض كرد
( اشتملت شملة الجنين و قعدت حجرة الظنين )
تا بيايند حق فدك مرا غصب كنند و مرا از حقم محروم نمايند ، حضرت در جواب فاطمه عليها السلام قريب به اين مفاد فرمود : كه اگر بروم و حق شما را پس بگيرم تفرقه در مسلمين مى افتد و دشمنان دين مسلط ميشوند و دستگاه اسلام برچيده مىشود و نام پدر شما ديگر برفعت در منارهها برده نميشود ، چنانچه عمل ائمهء اطهار عليهم السلام بر اين