[ سوره طه ( 20 ) : آيات 92 تا 93 ]
قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا ( 92 ) أَلاَّ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي ( 93 )
فرمود : موسى خطاب ببرادرش هارون چه مانع شد ترا زمانى كه ديدى بنى اسرائيل گمراه شدند اينكه متابعت نكردى مرا آيا پس امر مرا مخالفت كردى ( اشكال ) حضرت موسى كه ميدانست برادرش هارون پيغمبر است و معصوم است و به قدر خردلى معصيت نميكند ، بلكه خيال معصيت در قلبش خطور نمىكند اين چه عبارتى است كه به او ميگويد ؟ ( جواب ) اينكه موسى نسبت مخالفت و معصيت به او نداده ، بلكه سؤال از عذر او كرده بلفظ استفهام كه سببش چه بوده و مانع چه بوده ؟ لذا .
(
قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ
) چه مانعى داشتى ؟
(
إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا
) كه متابعت سامرى را كردند و گوساله پرست شدند و اين كلام باصطلاح امروزه جنگ زرگرى بود كه بنى اسرائيل بدانند كه غلط بسيار بزرگى كردند و مرتد شدند و حكم ارتداد كه قتل باشد بر آنها بار شده ) .
(
أَلَّا تَتَّبِعَنِ
) كه با آنها جنگ كنى و آنها را يا برگردانى توبه كنند و دست از پرستش گوساله بردارند يا آنكه آنها را بقتل رسانى .
(
أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي
) اينهم بطريق استفهام است نه نسبت معصيت است العياذ بهرون دادن ، لذا هارون جهت مانعيّت را براى موسى بيان مىكند ، اما اينكه با آنها جنگ نكردم براى اين بود كه من در طرف اقليت بودم و اگر جنگ مى كردم اين عدهء قليل كه همراه من بودند كشته ميشدند و ترسيدم كه شما بيايى و مؤاخذه كنى كه ميخواستى اين دو روز را صبر كنى من ميآمدم و آنچه وظيفه آنها بود با آنها عمل ميكردم . و اما موعظه و نصيحت و امر بباز گشت آنها بقدرى كه ميتوانستم كردم به آنها اثر نكرد و گفتند : ما دست برنميداريم و بازگشت نميكنيم