منافق بوده و چون بنى اسرائيل به حضرت موسى گفتند : در موقعى كه رسيدند بقريهء بت پرستان (
اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
) سامرى موقع را غنيمت شمرد و حلى و حلل فرعونيان را از بنى اسرائيل گرفت و مطاع بود در بنى اسرائيل و در مدت اين ده روز كه آمدن موسى عقب افتاده بود عجل را ساخت و آنها را بعبادت او دعوت نمود .
(
أَ فَلا يَرَوْنَ
) يعنى درك نميكنند و نمىفهمند كه ساخته سامرى به مجرد يك خوار خدا نميشود و هر چه با او تكلم كنند جواب نميدهد .
(
أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا
) و قدرت بر اينكه دفع ضررى از شما بكند يا جلب نفعى .
(
وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
) ندارد بسيار تعجب است از اينها با آن معجزات محيّر العقول كه دريا شكاف بردارد و فرعونيان غرق شوند و از سنگ چشمهء آب خارج شود و عصاى موسى سحر سحره فرعون را ببلعد و غير آنها از معجزات به مجرد اينكه چند روز از آمدن موسى تأخير شد مشرك شوند و گوسالهپرست شوند با اينكه حضرت موسى امر فرموده بود باطاعت هارون و او را خليفهء خود قرار داد و هر چه هارون آنها را منع كرد مخالفت كردند حتى قصد كشتن او را نمودند و فريب سامرى را خوردند و بضلالت افتادند .
[ سوره طه ( 20 ) : آيه 90 ]
وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي ( 90 )
و هر آينه بتحقيق گفت هارون از قبل از آمدن موسى از ميقات اى قوم من جز اين نيست كه شما امتحان شديد به پرستش عجل و بدرستى كه پروردگار شما رحمن است پس متابعت كنيد مرا و اطاعت كنيد امر مرا چون حضرت موسى هارون را خليفهء خود قرار داد واجب و لازم بود بر بنى اسرائيل متابعت او را كنند