ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ
) آيهء 96 و در مورد زلزله قيامت ميفرمايد (
يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ
) حجّ آيهء 2 و غير اينها و بالجمله حضرت موسى از مشاهده سحر سحره يك حالت وحشتى .
(
فِي نَفْسِهِ
) در نفس خود مشاهده نمود .
(
خِيفَةً مُوسى
) خوف موسى نه از جهت سحر سحره يا از جهت غلبه آنها باشد چون ميدانست كه ( سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار ) بلكه از جهات ديگرى بود مثل اينكه مردم متفرّق شوند و درك نكنند معجزهء او را يا توهم كنند كه معجزهء او هم شبيه سحر سحره است يا آنكه نميدانست كه عصا سحر سحره را ميبلعد بلكه آن قدر مشاهده كرده بود كه به صورت مارافعى و اژدها مىشود و مردم توهم مساوات ميكنند بالاخصّ دولت با آنها موافق است لذا خداوند خطاب فرمود :
[ سوره طه ( 20 ) : آيه 68 ]
قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى ( 68 )
گفتيم مترس محققا تو شخصا بتنهايى بر آنها علوّ پيدا ميكنى و بر آنها غالب ميشوى و حقّ ظاهر مىشود و باطل از بين ميرود .
(
قُلْنا
) گفتيم ما بطريق وحى بتوسط ارسال ملائكه بموسى عليه السلام كه مكرّر اشاره شده كه افعال الهيّه اگر بدون واسطه باشد بمتكلّم وحده بيان ميفرمايد مثل تكلم الهى با موسى در كوه طور (
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ
) (
وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ
) (
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي
) كه در همين سوره آيهء 12 و 13 و 14 گذشت و اگر بواسطه ملائكه باشد بمتكلم مع الغير بيان مىكند .
(
لا تَخَفْ
) نه اين جمعيت فرار ميكنند و نه عصاى تو شبيه سحر سحره مىشود كه آنها در شبهة بيفتند بلكه اين دستگاه بر سحره و اين اجتماع اهل مصر اثبات معجزهء ترا مىكند زيرا قبلا فقط بر فرعون و جلساء آن عصى و يد بيضاء اقامه