جمله يعنى بعد از آنكه موسى فرمود (
بَلْ أَلْقُوا
) ( فالقوا ) و پس از القاء آنها .
(
فَإِذا حِبالُهُمْ
) ريسمانها و طنابهاى آنها .
(
وَ عِصِيُّهُمْ
) چوبهاى آنها كه تمام مجوف بوده و باشكال مختلفه در آورده بودند و در جوف آنها جيوه داخل كرده بودند و چون آفتاب بر آنها تابيد به حركت در آمدند .
(
يُخَيَّلُ إِلَيْهِ
) بعضى گفتند ضمير اليه راجع بموسى است كه او همچه تخيّلى كرده و بعضى گفتند راجع بفرعون است به نظر او چنين آمد و بعيد نيست كه راجع بناظر باشد يعنى هر كه نظر كند چنين توهّم مىكند .
(
أَنَّها تَسْعى
) و تعبير بتخيّل براى اينست كه حقيقة ندارد مجرد توهّم و تخيّل است فقط به نظر ميآمد كه مثل حيّات مشى بر بطن ميكردند و به زبان ما تعبير به چشم بندانك ميكنيم چنانچه حقير مشاهده كردم كه يك قطعه پنبه را به صورت عصفور كرد و پرواز نمود پس از آن در دست او همان پنبه بود و به صورت عقرب در آورد حركت كرد نيز همان پنبه بود لذا حالت خوفى بر موسى عارض شد خطاب رسيد نترس .
[ سوره طه ( 20 ) : آيه 67 ]
فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسى ( 67 )
پس احساس كرد موسى در نفس خود حالت خوفى .
(
فَأَوْجَسَ
) وجس بمعنى تكان است كه انسان بغتة صداى مهيبى ميشنود مثل صيحهء آسمانى يا رعد و برقى يا صداى توپ يا امر غريبى مشاهده مىكند يك حالت غريبى در خود مشاهده مىكند ميگويد از جا جستم ترسيدم چنانچه در قوم ثمود ميفرمايد (
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ
) اعراف آيهء 76 و رجفة صداى مهيب است و همچنين در اصحاب مدين آيهء 89 و نيز ميفرمايد (
وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ
) هود آيهء 70 (
وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ