طيبهء لا إله الا اللَّه مخالف بودند و الا در افعال خلق و رزق و ايجاد و حفظ را مستند به او ميدانستند و كفار قائل به تجسم بودند خدا را جسم مىدانستند و از براى او اولاد تصور مىكردند ، ملائكه را بنات خدا مىگفتند : عزير و عيسى را ابناء الهى مىشمردند براى او مكان قائل بودند در همين توراة رائج و اناجيل چه نسبتها به خدا مىدهند ولى براى احتجاج بر آنها همين مقدار كافى است كه كسى كه قدرت دارد زمين و اهل زمين را از كتم عدم به عرصهء وجود آورد و نيست را هست كند و در جوف هوا نگهدارى كند قدرت دارد بر اينكه از خاك و استخوان بشر ايجاد كند و شما را دو مرتبه زنده كند و مبعوث فرمايد ، چنانچه در آيات بسيار به همين احتجاج تمسّك فرموده كه آمدند نزد حضرت رسالت گفتند (
مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
) يس آيهء 78 و 79 لذا .
(
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ
) لام اختصاص است كه مختصّ به خدا است .
(
قُلْ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ
) فكر نمىكنيد ، متذكّر نمىشويد كه كسى كه چنين قدرتى دارد قدرت دارد كه از خاك و عظام خلق فرمايد و اين در جنب قدرت او ناچيز است ، بلكه در همين دنيا نمونهء آن را نشان داده به ابراهيم و عزير و موسى و عيسى نشان داد .
به ابراهيم فرمود : (
فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً
) بقره آيهء 262 .
به عزير (
فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ
الى قوله
وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً
الاية ) بقره آيهء 261 .
به حضرت موسى راجع به بنى اسرائيل (
فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ
الى قوله
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ
) بقره آيهء 52 .
به عيسى عليه السلام فرمود : (
وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي
الى قوله