و از ايجاد به مشيت كه بسا تعبير مىكنند بوجود منبسط كه تمام موجودات امكانيه به ايجاد حق موجود مىشود و نفس ايجاد بنفسه ايجاد مىشود ، ايجاد ، ايجاد ديگر نمىخواهد و الا تسلسل لازم مىآيد و بر طبق اين خبرى هم داريم كه ميفرمايد ( خلقت الاشياء بالمشية و خلقت المشية بنفسها ) و متكلمين اراده را همان مشيت و ايجاد ميدانند .
بنا بر قول حكماء اراده از صفات ذات و از شئون علم است و بنا بر قول متكلمين از صفات فعل .
(
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ
) تمام مختص به ذات اوست و بس .
(
قُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ
) مراتب تقوى را مكررا اشاره كردهايم تقواى از شرك و كفر و ضلالت ، تقواى از معاصى كه موجب زوال ايمان مىشود تقواى از معاصى كبار ، تقواى از كل معاصى ، تقواى از زخارف دنيوى ما زاد از مقدار ضرورت و لزوم ، تقواى از توجه به غير خدا به اسباب ظاهريه . سپس خداوند حجت ثالثه كه بزرگتر از آن دو حجت است اقامه ميفرمايد :
[ سوره المؤمنون ( 23 ) : آيه 88 ]
قُلْ مَنْ بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 88 )
به فرما به آنها كيست كه به يد قدرت او است ملكوت هر چيزى و او پناه دهنده است و از كسى پناه نخواهد و احتياج به پناه دهنده ندارد اگر هستيد كه مىدانيد .
(
قُلْ مَنْ بِيَدِهِ
) مراد يد جارحه نيست زيرا جسم نيست كه اجزاء و جوارح داشته باشد بلكه مراد توانايى و قدرت است و در تعبيرات هم بسا مىگويند :
فلان كس يد طولانى دارد در استخراج مسائل و احكام يعنى قدرت بر استنباط