(
وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ
) آيهء 14 و قصد كشتن او را نداشت يك مشت بر آورد كه دفع شر او را بكند به همان مشت كشته شد خبر رسيد بفرعونيان كه موسى يكى از آنها را كشت تصميم گرفتند كه موسى را بكشند موسى فرار كرد و به طرف مدين روانه شد .
(
فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ
) از آنها نجات پيدا كرد تا موقعى كه نزد شعيب آمد و شرح قصّهء خود را بيان نمود و شعيب گفت نجات پيدا كردى (
قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
) قصص آيهء 25 و ده سال نزد شعيب بود .
(
وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً
) و ابتلاآتى از او شد كه اشاره به آن مىشود .
فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى
پس مكث كردى سالهايى در ميان اهل مدين پس از آن آمدى بر قابليت و استحقاق مقام نبوّت و رسالت و كليميّت و نزول الواح تورية اما فتون قبل از لبث در مدين حمل مادرت در سالى كه فرعون ذبح اطفال ميكرد و القاء در دريا و منع از ارتضاع از ثدى غير مادرت و گرفتن ريش فرعون و همّ او بر قتل تو اخذ آتش بجاى درّه كه موجب انصراف از قتل شد پس قتل قبطى و آمدن رجل شيعهء تو و خبر دادن باراده قتل تو و فرار كردن و نجات يافتن از دست آنها و امّا فتون بعد از آمدن مدين سقايت دختران شعيب و بردن ترا نزد شعيب و ده سال شبانى كردن در دشت و صحرا براى گوسفندان شعيب و ساير ابتلائات و خداوند هم به او عنايت فرمود :
اوّلا به مجرد بلوغ و رشد حكمت و علم را كه ميفرمايد (
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
) قصص آيهء 13 تا اينكه پس از آنكه .