تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١

[ سوره طه ( 20 ) : آيه 40 ]

إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى ( 40 ) زمانى كه رفت خواهر تو پس گفت آيا شما را دلالت كنم بر كسى كه كفالت كند اين طفل را پس برگردانيد ترا بسوى مادرت تا چشم او روشن شود و محزون نباشد و كشتى نفسى را پس نجات داديم ترا از غم و گرفتارى و آزموديم ترا آزمودنى . (
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ
) چون بعد از گرفتن صندوق موسى در دامن فرعون قرار گرفت اين قضيه چون امر عظيمى بود منتشر شد در مصر و خبر رسيد بمادر موسى او دانست كه موسى در دامن فرعون است به خواهر موسى گفت برو مشاهده كن كه كار موسى بكجا مىكشد كه ميفرمايد (
وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ
) قصص آيه 10 خواهرش آمد و از دور مشاهده ميكرد كه از اطراف مرضعه ميآوردند و موسى اعراض ميكرد كه مفاد (
حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ
) است پيش رفت و گفت من يك مرضعه در نظر دارم ميخواهيد او را بياورم كه مفاد . (
هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ
) گفتند بياور رفت مادر موسى را آورد پستان او را گرفت فرعون خشنود شد و با حقوق زيادى موسى را بدست مادرش سپرد . (
فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ
) مادرش بسيار خشنود شد . (
كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ
) تا موسى بزرگ شد و در دستگاه فرعون عظمتى پيدا كرد و مورد اهميّتى شد تا يك روز كه مشاهده كرد كه يك نفر از بنى اسرائيل با يك نفر از فرعونيان مقاتله ميكنند آن بنى اسرائيلى مغلوب شد و فرعونى مسلط شد و در مقام قتل بنى اسرائيلى بر آمد و چون دفع ظلم از مظلوم واجب است و او استغاثه كرد موسى حمله كرد بر فرعونى . (
وَ قَتَلْتَ نَفْساً
) و او را كشت و در سورهء قصص تفصيل اين قضيه را بيان ميفرمايد