خارجه شديد بر شما دشمن مسلط مىشود و در شكنجه مياندازد كه مفاد (
إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ )
است يا بعض احتياجات خود را خواستيد از خارج تأمين كنيد كه مفاد
وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ
است هم شيطان مورد مواخذه مىشود كه چرا بندگان مرا اغوى كردى و در عذاب و بلاء انداختى و هم بنده مورد مؤاخذه مىشود كه چرا از ايمان خارج شدى و در احتياجات به من رجوع نكردى .
[ سوره النحل ( 16 ) : آيه 101 ]
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 101 )
و زمانى كه ما تبديل كرديم آيهاى را بجاى آيه ديگر يعنى نسخ كرديم حكمى را و بجاى او حكم ديگرى گذارديم و خداوند ميداند به آنچه نازل ميفرمايد گفتند كفّار و مشركين برسول محترم صلّى اللَّه عليه و إله كه جز اين نيست كه افتراء به خدا ميزنى بلكه اكثر آنها حكمت و سبب نسخ را نميدانند مسئله نسخ اينست كه احكام و دستورات الهى دو قسم است يك قسمت مصلحت يا مفسده او دائميه است و قابل تغيير نيست اين از مورد نسخ خارج است مثل عقائد حقه و اصول دينيه و اخلاق حميده و صفات خبيثه و بسيارى از احكام شرعيه مثل نماز و زكات و امثال آنها كه حسن ذاتى يا قبح ذاتى دارد مثل زنا و شرب خمر و نحو اينها اين نوع در جميع شرايع بوده و تا قيامت باقيست و قابل نسخ نيست و يك قسم حسن و قبح او بوجوه و اعتبار است و بسبب خصوصيات تغيير پذير است يا از جهت زمان يا از جهت حالات مختلفه مكلّفين يا خصوصيات ديگر كه عالم بجميع حكم و مصالح ذات اقدس ربوبى ميداند البتّه بايد تغيير دهد مثل نسخ شرايع شريعت نوح ناسخ شريعت آدم و همچنين ابراهيم نسبت بنوح و موسى و عيسى و شريعة اسلام كه انبياء اولى العزم بودند بلكه نسخ در شريعت واحده نسبت بحالات مكلفين و خصوصيات ازمنه و قرآن مجيد ناسخ و