تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
خير ، شقاوت را بجاى سعادت و هلاكت را بجاى نجات و بالعكس توهم ميكنند پس حقيقة عقل ندارند لذا از امير المؤمنين عليه السّلام سؤال كردند از عقل فرمود ( العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان ) گفتند پس اينكه در معاويه است چيست فرمود نكرا و شيطنت .

[ سوره الأنفال ( 8 ) : آيه 23 ]

وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ( 23 ) و اگر ميدانست خداوند در اين كفار و مشركين كه قابل هدايت هستند و پىجويى ميكنند از دين حق هر آينه گوش قلب آنها را باز ميكرد و فرمايشات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و قرآن را ميشنيدند و هدايت ميشدند و چون قابل هدايت نيستند اگر خدا گوش قلب آنها را باز كند و حق را درك كنند مع ذلك انكار ميكنند و اعراض ميكنند چنانچه در آيه شريفه ميفرمايد
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
نمل آيه 14 ، مكرر اشاره شد كه هدايت الهى و جعل احكام دو نحوه است يكى عام است نسبت بكليه مكلفين از كفار و مسلمين كه حجت بر همه تمام باشد و راه عذر بر همه بسته شود و ديگرى خاص است نسبت به كسانى كه قابليت هدايت داشته باشند عنايات خاصه و توفيقات مخصوصه نسبت به آنها اعمال ميفرمايد زيرا قابليت محل شرط است لذا ميفرمايد
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ
خداوند عالم السرّ و الخفيات از قلوب بندگان با خبر است كسانى هستند كه اگر بر آنها از روى برهان عقل و حسّ هزار دليل اقامه شود از عناد و عصبيتى كه دارند دست از كفر و شرك و فساد برنميدارند حتى بديهيات را هم منكر ميشوند حتّى حاضر ميشوند كشته شوند و بجهنم روند و زير بار حق نروند و ميگويند ( النار و لا العار ) البته از اينها سلب توفيق مىشود .
وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ
و بر فرض محال اگر تمام اسباب موفقيت بر آنها جمع‌آورى شود