مهلت نداد و ببلاء سخت مبتلا شد و بدرك و اصل شد .
2 - اينكه قصد آنها ضرر بمسلمين بود كه هر قدر بتوانند آنها را از دور پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دور كنند و بگويند بيائيد در اين مسجد نماز گذاريد .
3 - تفرقه بين مسلمين كه ضعف در آنها ايجاد شود و قواى آنها كاسته شود 4 - كفر كه تقويت كفر كنند و پس از بناء آمدند نزد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه تشريف ببرد در آن نماز گذارد و حضرت در آن موقع در جناح سفر بود براى غزوه تبوك فرمود در مراجعت و چون مراجعت فرمود اين آيات نازل شد و حضرت فرستاد آن مسجد را خراب كردند و سقف آن را سوزانيدند و محل آن را كثيف و مركز كثافات قرار دادند . اين خلاصه قصّه بپردازيم بشرح :
وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا
يعنى بناء كردند مسجدا بنام مسجد و الّا حقيقة مسجد نبود زيرا تا در آن نماز گذارده نشود و تصرف مسجديت نشود مسجد نميشود و احدى از مسلمين در آن نماز نگذارد و بر فرض خود منافقين يك صورت نمازى كرده باشند نماز نيست بعلاوه اينها نه قصد وقف كردند و نه قصد مسجديت فقط اسم مسجد روى او گذاردند و به اين مناسبت در قرآن اطلاق مسجديت بر او كرده ، و نظير اين مسجد مساجد ملعونه در شام است كه بعضى معاندين نذر كردند كه اگر حسين عليه السّلام كشته شد و يزيد فتح كرد مسجد بناء كنند و پنج مسجد بناء كردند كه در اخبار ائمه عليهم السلام تعبير بملعونه شده و البته حرام است دخول در آن و اقامه صلوة در آن حتى امر آن از بيع يهود و صوامع نصارى كليسا بدتر است زيرا نماز در آنها مانعى ندارد .
ضرارا صفت مسجد است كه نفس بقاء اين مسجد براى مسلمين ضرر دارد و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود
( لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام )
و قاعده لا ضرر از همين حديث استفاده مىشود و اين قاعده مثل قاعده لا حرج حكومت دارد بر جميع