مثل پوست كه به بدن چسبيده باشد و ريشه كه باعماق زمين فرو رفته باشد و اين ملعون دست از ديانتى كه داشت حتى داراى اسم اعظم بود بيرون رفت و مرتد شد و اسم اعظم از او گرفته شد
فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ
شيطان او را تابع خود قرار داد
فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ
غوايت ضلالت است كه از روى حماقت و خريت باشد .
تنبيه - امثال بلعم در هر عصر و زمانى بسيار بودند كه ابتداء در دين محكم و استوار از روى واقعيت بودند نه از روى نفاق و تقلب سپس در كفر و ضلالت محكم و استوار شدند مثل زبير و جماعتى از اهل كوفه و هزارها ديگر و مثل باب حتى در عصر ما يكى از اوتاد كه گفتند در حرم أمير المؤمنين عليه السّلام يك ساعت و نيم زيارت جامعه ميخواند و اشك از اطراف چشمش جارى بود عاقبت مسلك قمام را اختيار كرد و حقير با قمام تماس گرفتم عقائدش در حق ائمه [ ع ] و غيبت حضرت بقية اللَّه [ عج ] و اينكه ظاهر مىشود تمام بود لكن ميگفت دوره غيبت زمان فطرت است و هيچ حكمى نيست و اينها را آخوندها درآوردند ، و همچنين يكى از رفقاى حقير در حوضه درس مرحوم آيت اللَّه نائينى در نجف جزو فضلاء بود و عاقبت سگباز شد و اعاذنا اللَّه من سوء العاقبة .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 176 ]
وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ( 176 )
و اگر ميخواستيم بلعم را بمقام رفيع بتوسط آياتى كه به او داديم ميبرديم لكن او به دنيا علاقهمند شد و هواى نفس او را تابع خود كرد پس مثل او مثل كلب است اگر او را برانى پارس مىكند و اگر هم او را واگذارى پارس مىكند اينست مثل قومى كه تكذيب آيات ما را ميكنند پس اين قصّهها و حكايات را براى