را كه بزرگترين امور اعتقاديه است قبول نكرديد حجت از هر جهت بر شما تمام شد و راه عذر منقطع و منشأ شرك شما از روى هواهاى نفسانيه و عداوت با انبياء و صلحاء و علماء و ممنوع شدن از مشتهيات نفسانيه از فسق و فجور و آزادى در امور و اغواى شياطين و مبلغين سوء بوده بلى اگر واقعا و حقيقة از روى قصور نه از روى تقصير باشد خداوند عذاب نميفرمايد .
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 174 ]
وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ وَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ( 174 )
و اين نحو تفصيل ميدهيم آيات گذشتگان را شايد اينها از باطل دست بردارند و رجوع به حق كنند تنبيه - يك قسمت مهم قرآن در بسيارى از سور قرآنيه قضاياى واقعه در امم سابقه از قضاياى آدم و ابناء آدم و نوح و هود و صالح و ابراهيم و لوط و يوسف و يعقوب و شعيب و موسى و فرعون و غير اينها غرض تاريخگويى و قصّهسرايى نبوده بلكه براى تنبه بندگان و موعظه و پند و نصيحت آنها است كه متذكر شوند كه خداوند با اهل ايمان و تقوى و صلحاء چه تفضلاتى داشته و از چه مهالكى و شدائدى آنها را نجات داده و اهل شرك و كفر و فسق و ظلم با چه بلاهايى روبرو شدند و بچه مهالكى افتادند و ميفرمايد
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
فاطر آيه 41 و 42 كه اين قضايا باعث رغبت مشركين و كفار و فساق شود بايمان و تقوى و اعمال صالحه و رجاء واثق بوعدههاى الهى و مورث خوف و انزجار از شرك و كفر و فسق پيدا شود و از اين عذابهاى دنيوى و خوف از وعيدهاى الهى و از عذاب آخرتى پيدا كنند لذا ميفرمايد و كذلك يعنى و همين نحوى كه پيش آمد شده بر امم سابقه
نُفَصِّلُ الْآياتِ
فصل بمعنى جدا كردن است دو چيز را از يك ديگر مقابل وصل كه بمعنى جمع بين دو چيز متفرق است