ميگويند
أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ
خداوند خبر ميدهد كه فرداى قيامت همچه عذرى ميآورند ، و كلمه ان تقولوا متعلق بمحذوف است يعنى لكنّكم تقولوا و لكن اين عذر پذيرفته نيست زيرا خداوند بتوسط قرآن بشما خبر داد كه همچه اقرارى كردهايد و مع ذلك در دنيا مشرك شديد ، و ديگر عذر آنها اينست كه ميگويند
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيه 173 ]
أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ( 173 )
يا اينكه مىگوييد پدران ما مشرك شدند پيش از ما و ما هم ذريه آنها بوديم بعد از آنها متابعت آنها را كرديم و آنها ما را مشرك كردند آيا ما را به عذاب هلاك مىفرمايى بواسطه فعل آباء ما كه بر باطل رفتند و حق را بما باطل نشان دادند و اين عذريست كه تمام مشركين در مقابل انبياء در همين دنيا ميآورند
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
و اين عذر هم مورد قبول نيست نه در اين عالم دنيا و نه در آخرت از جهاتى : جهة اولى اينكه خداوند بشما عقل و شعور داده و براهين عقليه بر توحيد بسيار است و فعل آباء سلب اختيار از شما نميكند چرا در امور دنيويه از معاشرات و معاملات كه فعل آباء شما بر خلاف سليقه شما بود متابعت آنها را نكرديد و بر خلاف آنها رفتار نموديد جهة ثانية اينكه در باب اصول دين و عقائد تقليد جايز نيست حتى از دانشمندان بزرگ چه رسد از عوام جهال مثل آباء شما بايد يقين از روى برهان و منطق و دليل پيدا كرد .
جهة ثالثة اينكه انبياء با معجزات باهرات و دانشمندان بزرگ از حكماء و متكلمين و علماء اعلام با ادله واضحات و براهين قاطعات بشما رسانيدند امر توحيد