بازوى او را خستند ، بدن او را با تازيانه مجروح كردند و هكذا نسبت بائمه اطهار ابناء رسول اللَّه بلكه بسادات ذرارى آن سرور تكليف آنها معلوم مىشود .
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 62 ]
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ ( 62 )
قسم ميخورند اين جماعت به قسم جلاله باللّه براى اينكه شما مؤمنين را از خود راضى كنند و حال آنكه خدا و رسول سزاوارتر هستند از اينكه راضى كنند اگر بوده باشند مؤمنين .
سه قسم ترضيه داريم 1 - ترضيه مؤمنين و آنها چون خبر از نيّات و بواطن اينها ندارند و فقط به ظاهر نظر دارند اينها رفتند نزد مؤمنين
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ
قسم خوردند به قسم جلاله كه ما هم مؤمن باللّه و بالرسول هستيم و معذور از خروج بوديم
لِيُرْضُوكُمْ
تا مؤمنين معامله ايمان با آنها كنند و به خود راه دهند .
2 - ترضيه خداوند است كه از بواطن و نيّات آنها خبر دارد بايد حقيقة نادم و تائب شوند و اين الزم است كه از عذاب الهى نجات يابند و توبه آنها را قبول فرمايد لذا ميفرمايد و اللَّه و تقديرش و اللَّه احق ان يرضوه .
3 - ترضيه رسول است كه از آن حضرت تمنّى كنند كه براى آنها استغفار كند و از خدا تمنّاى عفو نمايد بعد از آنى كه خداوند برسولش از نيات و بواطن آنها خبر داده و نزد آن حضرت مكشوف شده مثل ابناء يعقوب بعد از كشف حال آنها كه گفتند
اسْتَغْفِرْ لَنا
لذا ميفرمايد
وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ
نكته - چرا نفرمود ان يرضوهما سرّش تقدير بود نظير قول شاعر ( نحن بما عندنا و انت بما عندك راض و الرأى مختلف ) تقديرش نحن بما عندنا راضون و انت بما عندك راض ، و اين اختصار يك نوع از بلاغت است زيرا نحوه ترضيه خدا و ترضيه رسول مختلف است و اگر فرموده بود ان يرضوهما دلالت نداشت چنانچه