و قشر پوست بادام و گردو است و آن توحيد عوام است كه فى الجمله اعتقادى به اينكه افعال مستند به خدا است دارند لكن نظر آنها تماما باسباب و عمليات خود است اين فى الجمله قيمتى دارد لكن پوك است و مغز ندارد .
و لبّ عبارت از مغز بادام است و آن توحيد خواص است كه تمام كارها را منوط بمشيت و اراده حق ميداند و اسباب را وسائط و آلات و معدّات ميداند و مقام توكل در اين رتبه پيدا مىشود .
و لبّ اللب عبارت از روغن بادام و گردو است كه هيچ سفلى ندارد و آن توحيد خاص الخاص است كه توحيد انبياء و اولياء حق است كه اصلا نظر باسباب ندارد نمىبيند جز خدا ، نميترسد جز از خدا ، اميدوار نيست جز به خدا اينست كه غنى و فقر ، صحت و مرض ، نعمت و بلا ، حيات و موت و عزت و ذلّت در نزد او يكسان است و تماما عين صلاح است و بجا و بموقع است لذا ميفرمايد
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
و همين است مفاد فرمايش عصمت صغرى سلام اللَّه عليها در جواب ابن مرجانه لعنة اللَّه عليه كه گفت ( كيف رأيت صنع اللَّه باخيك ) فرمود ( ما رأيت الّا جميلا هؤلاء قوم كتب اللَّه عليهم القتل فبرزوا الى مضاجعهم )
هُوَ مَوْلانا
داراى ولايت ذاتيه حقيقيه كليه است بر جميع ممكنات تماما ملك او است هر سو كه اراده كند ميگرداند و اين ولايت حدّى از براى او نيست بخلاف ساير ولايتها كه جعليه است بجعل الهى و محدود است بحدّ معين حتى ولايت كليه مطلقه كه نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اوصياء دارند بر كافه جن و انس و غير اينها
وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
يعنى مؤمن حقيقى واجب است كه بر خدا توكل كند و امور را به او واگذار كند كه مرتبه سوم توحيد بود .