از خطه حجاز برچيده شد و به كلى از بين رفت طوعا او كرها
وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا
كلمه توحيد و رسالت تا كجا كشيده شد
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ
عزت مقابل ذلت و چه عزتى است كه مقابل عزت الهى باشد با آن قدرت و علم و ساير صفات كماليه و جماليه و جلاليه و بمعنى ريزهكارى هم آمده است بقرينه حكيم كه عالم بجميع حكم و مصالح است .
[ و اما جواب از وجوهى داده مىشود ] وجه - اول اين جهاتى كه ذكر شد به قدر خردلى دلالت بر فضيلت ندارد .
اما وجه اول - ثانى پيغمبر در غار بود نه در فضائل نبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و چه بسيار پيغمبران با كفار و مشركين در يك مكان مجتمع ميشدند مثل ابراهيم و نمرود ، موسى و فرعون بلكه ائمه با معاندين و علماء با مخالفين و عدول با فساق و غير اينها بعلاوه اگر ثانى شدن فضيلتى داشت بايد أبا بكر افضل از پيغمبر باشد زيرا خداوند پيغمبر را ثانى ابى بكر فرموده .
و اما وجه دوم - معيت دليل بر فضيلتى نيست دو نفر با هم در يك مكان بودن دليل نيست بر اينكه هر دو داراى كمال يك ديگرند .
و اما وجه سوم - صاحب بمعنى مصاحبت در طريق است و كافر و مؤمن هم ممكن است با هم مصاحبت كنند در قرآن مجيد ميفرمايد
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ
الاية كهف آيه 35 ، و در اشعار گفتند :
انّ الحمار مع الحمار مطية * و اذا خلوت به فبئس الصاحب
و اما وجه چهارم - دليل است بر اينكه أبا بكر اطمينان بوعده الهيه و فرمايش پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نداشت و الّا محزون نميشد و احتياج به كلمه لا تحزن نداشت و اما وجه پنجم معيت خدا نسبت به تمام مخلوقات است ميفرمايد
ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ