زمانى كه خارج كردند او را كسانى كه كافر بودند دو به دو زمانى كه اين دو در غار بودند زمانى كه ميگفت بهمراه خود محزون مباش محققا خداوند با ما است پس خداوند نازل فرمود سكينه و اطمينان قلب را بر او و تأييد فرمود او را بلشگرى كه آن لشگر را نميديدند و قرارداد كلمه كسانى كه كافر بودند زير و كلمه خداوندى را بالا و خداوند ريزهكار و دانا به حكم و مصالح است .
شرح قصّه اينكه مشركين مجلس شورى تشكيل دادند بنام دار الندبه كه در مورد حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم چه عملى انجام دهند ، بعضى گفتند يك نفر را معين كنيد برود او را بكشد سپس مجموعا ديه آن را باهلش ميدهيم ، بعضى گفتند او را حبس ميكنيم ، بعضى گفتند او را اخراج بلد ميكنيم ، شيطان به صورت پير مرد نجدى آمد و بعد از آنكه نظريه آنها را رد كرد نظريه داد كه از هر قبيله يك نفر انتخاب شود و مجموعا بر بستر او بريزند و او را بقتل برسانند بنى هاشم با تمام قبائل نميتوانند طرف شوند ناچار بديه راضى ميشوند ميان قبائل قسمت مىشود و شب اول ربيع دور خانه حضرت را گرفتند ، حضرت على عليه السّلام را بجاى خود خوابانيد و از خانه خارج شد و فرمود شاهت الوجوه چشمهاى آنها آن حضرت را نديد ، در راه بابى بكر برخورد كرد او را همراه خود برد و در غار سور بيرون مكه مخفى شدند عنكبوت درب غار را تنيد و كبوتران خانه ساختند و تخم گذاشتند و بر آن تخمها خوابيدند ، مشركين بعد از طلوع فجر در خانه حضرت بالاى بستر آن حضرت آمدند ديدند امير المؤمنين عليه السّلام بجاى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خوابيده آن حضرت را بسيار اذيت كردند و گفتند بايد برويم بپى جويى حضرت رسالت [ ص ] شخصى از مشركين بنام ابى گرز كه جاى پا را ميشناخت برداشتند و آمدند تا آنجا كه حضرت بابى بكر ملحق شده بود گفت اين جاى پاى ابى بكر يا ابى قحافه است تا رسيدند پاى غار گفت اينجا يا به آسمان بالا رفته يا به زمين فرو رفته زيرا اگر در غار رفته
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 221
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص٢٢١