آنها منجر ميشد و اگر هم انجام دهد تعجيل در هلاكت آنها بود لذا ميفرمايد
قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ
چه انجام دهم و چه ندهم
لَقُضِيَ الْأَمْرُ
يعنى هلاك ميشديد و از بين ميرفتيد چنانچه گفتيم يكى از معانى قضى فناء و زوال است خداوند از قول كفار در جهنم كه به مالك ميگويند نقل فرموده
وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ
زخرف آيه 77 .
بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ
هم شما در مقام قتل من برميآمديد و مرا بقتل ميرسانيديد هم خود بواسطه اين عمل مشمول عذاب و بلاء هلاك ميشديد .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ
كه با آنها چه نحو رفتار فرمايد از امهال آنها يا اهلاك آنها ، و گفتيم يكى از مصالح امهال اينست كه در نسل آتيه آنها چه بسا مؤمنين و صلحاء بوجود آيند بلكه اكثر مسلمين جهان از نسل همان مشركين و يهود و نصارى و مجوس هستند .
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيه 59 ]
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ ( 59 )
و نزد او است خزائن غيب كه احدى جز او خبر ندارد كه آن خزائن چيست و ميداند آنچه در صحارى و بحار است و ساقط نميشود برگى مگر آنكه ميداند و نيست دانهاى در تاريكيهاى زمين مگر آنكه ميداند و هيچ تر و خشكى نيست مگر در كتاب روشن واضح .
كلام در آيه در چند مقام واقع مىشود : مقام اول - در جمله
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ
مفاتح جمع مفتح بفتح است يعنى چيزى كه داراى مفتاح باشد كه عبارت از خزينه جواهرات است كه درب او مقفّل است و كسى از ما فى الخزانه